5 آبان 1388

مامان جون هم پر کشید به سوی پسرش

سلام.
انا لله و انا الیه راجعون.
مامان جون عزیزم هم بعد از 6 ماه دوری از پسرش به سوی او شتافت.خدا رحمتش کنه.پدرم خیلی دوستش داشت و مامان جونم هم عاشقش بود.خدا هر دویشان را ببخشد و بیامرزد.جفتشون از این دنیای پست و سیاه پر کشیدن و سوی حق شتافتند.دیروز که قبر پدر عزیزم رو شکاقتند احساس کردم که اون کنار نشسته و منتظره تا مادرش رو در آغوش بگیره.خیلی دور و بر رو نگاه کردم تا شاید یک نیم ثانیه هم که شده چشمم بهش بخوره اما سعادت دیدنش رو نداشتم.اما هنوز امیدوارم که میتونم در آینده ببینمش.
خدایا هر رو به تو سپردم.از هر دوشون محافظت کن.(آمین)

5 آبان 1388 0:04 بֽظֽ