July 29, 2004

فردا شب یک پارتی دعوتم

9.jpg
سلام.
آخ جون فردا میرم خرید.یک عدد شلوار و یک جفت کفش شیک.البته پول از جیب من و انتخاب جنس از طرف تو.یادت باشه خوشگلاش رو برام جدا کنی!فردا شب هم یک گودبای پارتی دعوتم.کاشکی میومدی........

July 29, 2004 2:07 AM

Comments

khosh begzare

Posted by: arta at July 29, 2004 7:50 PM

سلام أرش جون خيلي خوبي

Posted by: sadaf at July 30, 2004 3:41 PM

salam

Posted by: ehsan at August 29, 2004 2:52 PM

برام یک ایمیل میزنی عزیزم(naghap@yahoo.com)

Posted by: احسان at August 29, 2004 3:14 PM


من چند سال بود که تو کف خالم بودم اون خیلی تمیز بود فکر کنید سینه های بزرگ با رون های شهوت آور چهره آرایش کرده و خیلی بدن صاف بدون مو که همیشه میتراشید.
یه روز بعد از ظهر تو خونه نشسته بودم و خیلی روز بدی بود حوصله هیچ کاری را نداشتم تلفن به صدا در آمد و اون خالم بود و گفت ناصر جان خوبی من امشب تنها هستم بیا خونه ما من هم گفتم باشه (شوهرش رفته بود ماموریت) من رفتم خونشون اونا یه خونه نقلی دارن و بچه هم ندارند. وقتی من به خونشون رسیدم زنگ زدن خالم اومد در را باز کرد سلام کردم و رفتم یه گوشه نشستم بعد کنترل تلویزیون رو دستم گرفتم و کانال ها ماهواره را نگاه می کرم خالم کنارم رو زمین دراز کشیده بود به طوری که پاهاش طرف من بود اونم با شلوارک خوابیده بود پاهاش را دادا بالا من شرت سفید مامانیش رو دیدم و کیرم داشت شق می شد که یهو متوجه شدم خالم کنارم نشسته و داره پاهای من رو میماله و کیرم کم کم شق شد بعد اون دستام رو از روی شلوارکش گذاشت و بعد دستم رو بردم طرف کوسش مالیدم و شروع کردیم به لب گرفتن داشتیم دیوانه واذ حشری می شدیم لب های همدیگه رو قشنگ می خوردیم من اون زو بوسه باران کردم بعد کم کم می خواستم برم پایین تر که ناگهان زنگ در اومد ساعت 9.30 شب بود همسایشون بود یخ می خواست رید تو اعصاب ما بعد خالم گفت واستا برای شب منم گفتم باشه خالم خیلی حشری بود ولی می ترسید که یه نفر زنگ در را بزند تا خودمان را جمع و جور می کردیم خیلی طول می کشید. من داشتم می رفتم که بخوابم و بنا به عادت همیشگیم با شرت می خوابم بعد رفتم شلوارم رو در آوردم و رو تخت خالم اینها خوابیدم من یک طرف خاله ام یک طرف (تخت دو نفره) خالم به من نزدیک شد و و شروع کرد به مالیدن من و من هم شروع کردم به لب گرفتم لبهای همدیگه رو داشتیم می خوردیم که هر دومون به اوج شهوت رسیده بودیم من همین طوری می رفتم پایین گردنش رسیدم می خوردم دیوانه شده بودم کیرم از شدت شق شدن داشت منفجر می شد تابش و شلوارکش رو در آوردم همیشه آرزو داشتم که چنین صحنه ای رو ببینم شرت و سوتین مشکی سوتینش را از پشت باز کردم چه سینه هایی بود دیگه داشتم دیونه
می شدم سینه ها شرو می خوردم کم کم صدای آه آه اه ه ه ه خالم بلند شده بود اون داشت به اوج شهوت می رسید سینه هاش عجیب بزرگ شده بود داشتم می خوردم و بعضی وقتها هم یه گاز کوچولو می گرفتم صداش به آسمون رسده بود همین طوری لیس می زدم و به طرف پایین می رفتم خوب می مالیدم به کوسش رسیدم شرتش رو در آوردم داشتم دیونه می شدم یه کوس سفید که تازه تراشیده بود چه چیزی بود زبونم رو گذاشتم روی لب های کوسش ذاغ داغ بود زبونم را کردم تو کسش صداش به آشمان بلند شد مثل اینکه این طوری حال نکرده بود زبونم را تا ته کردم داخل کوسش صدای اه آه هردومون تو اتاق پیچیده بود زبونم داخل کوس سفید و داغش داشت می سوخت بعد کم کم لباسام رو در آوردم و اون یه اسپری از کشو در آورد و به من داد و گفت بزن به کیرت منم زدم بعد کیرم رو گرفت و کرد تو دهنش خیلی خوب ساک می زد ولیمن می خواستم بیشتر حال کتیم من اون را خوابندم پاهاش را قشنگ باز کردم کیرم رو رو کسش یکم بازی دادم اون می گفت بکن توش دارم دیونه میشم منم سر کیرم رو یواش یواش کردم تو کسش چه آه آه یی می کرد کیرم رو کم کم کردن تو کسش ت اته کردم تو کسش چه آه و ناله ای می کرد می گفت بکن بکن توش من بازم کیر می خواهم من تا ته کردم داشتم حال می کردم چه سر و صدایی بود آه آه هر دو مون پچیده بود تو اتاق من تلمه می زدم ده دقیقه مشغول شدم به کار ولی می دونستم آبم دیر می یاد کیرم رو در آوردم و به پشت خواباندم اون منظور من رو متوجه شده بود و گفت حالا نه پس من انگشتم رو کردم تو کسش همین طوری یه ربع کوسش رو مالیدم تا تا داشت آرگاسم می شد آبش اومد تمام بدنش شل شد احساس عجیبی داشت دیونه وار من آبش رو با انگشتم برداشتم و خوردم بعد گفت که من سکس از پشت نداشتم پس یکم کرم برداشت آورد و بعد به کونش مالید و یکم هم به کیر من کونش رو خوب مشت مال دادم چه کونی داشت بعد سر کیرم را کردم تو کونش یه جیغ کوچولو زد و گفت یواش تر من کیرم رومی بردم تو کونش و اون جیغ می زد یواش یواش یواش تر در بیار منم می گفتم صبر کن الان دیگه درد نمیکنه بعد کیرم رو تا ته کردم تو کونش یکم کیرم رو تو کونش نگه داشتم بعد دیدم که کمتر سر و صدا میکنه کیرم رو چند سری در آوردم و کردم تو کونش چه قدر تنگ بود بعد کیرم رو کامل کردم تو کونش هی تلمبه می زدم صدای آه آه پیچیده بود کم کم داشت آبم مبامد که بهش گفتمچی کار کنم گفت بریز تو کونم مننم دستور را اجرا کردم و آبم رو ریختم تو کونش یکم هم از اون آبها رو برداشت و خورد بعد هردو مون دیوانه وار خسته رو هم دیگه افتاده بود یم ساعت 1 بود که با صدای زنگ تلفن بیدار شدیم شوهر خالم بود زنگ زده بود و کفت که تا یک هفته دیگه نمی یام من و خالم هم ت ایه هفته با هم سکس داشتیم .

Posted by: ناصر at September 2, 2004 1:02 AM


من چند سال بود که تو کف خالم بودم اون خیلی تمیز بود فکر کنید سینه های بزرگ با رون های شهوت آور چهره آرایش کرده و خیلی صاف بدن بدون مو که همیشه میتراشید.
یه روز بعد از ظهر تو خونه نشسته بودم و خیلی روز بدی بود حوصله هیچ کاری را نداشتم تلفن به صدا در آمد و اون خالم بود و گفت ناصر جان خوبی من امشب تنها هستم بیا خونه ما من هم گفتم باشه (شوهرش رفته بود ماموریت) من رفتم خونشون اونا یه خونه نقلی دارن و بچه هم ندارند. وقتی من به خونشون رسیدم زنگ زدن خالم اومد در را باز کرد سلام کردم و رفتم یه گوشه نشستم بعد کنترل تلویزیون رو دستم گرفتم و کانال ها ماهواره را نگاه می کرم خالم کنارم رو زمین دراز کشیده بود به طوری که پاهاش طرف من بود اونم با شلوارک خوابیده بود پاهاش را دادا بالا من شرت سفید مامانیش رو دیدم و کیرم داشت شق می شد که یهو متوجه شدم خالم کنارم نشسته و داره پاهای من رو میماله و کیرم کم کم شق شد بعد اون دستام رو از روی شلوارکش گذاشت و بعد دستم رو بردم طرف کوسش مالیدم و شروع کردیم به لب گرفتن داشتیم دیوانه واذ حشری می شدیم لب های همدیگه رو قشنگ می خوردیم من اون زو بوسه باران کردم بعد کم کم می خواستم برم پایین تر که ناگهان زنگ در اومد ساعت 9.30 شب بود همسایشون بود یخ می خواست رید تو اعصاب ما بعد خالم گفت واستا برای شب منم گفتم باشه خالم خیلی حشری بود ولی می ترسید که یه نفر زنگ در را بزند تا خودمان را جمع و جور می کردیم خیلی طول می کشید. من داشتم می رفتم که بخوابم و بنا به عادت همیشگیم با شرت می خوابم بعد رفتم شلوارم رو در آوردم و رو تخت خالم اینها خوابیدم من یک طرف خاله ام یک طرف (تخت دو نفره) خالم به من نزدیک شد و و شروع کرد به مالیدن من و من هم شروع کردم به لب گرفتم لبهای همدیگه رو داشتیم می خوردیم که هر دومون به اوج شهوت رسیده بودیم من همین طوری می رفتم پایین گردنش رسیدم می خوردم دیوانه شده بودم کیرم از شدت شق شدن داشت منفجر می شد تابش و شلوارکش رو در آوردم همیشه آرزو داشتم که چنین صحنه ای رو ببینم شرت و سوتین مشکی سوتینش را از پشت باز کردم چه سینه هایی بود دیگه داشتم دیونه
می شدم سینه ها شرو می خوردم کم کم صدای آه آه اه ه ه ه خالم بلند شده بود اون داشت به اوج شهوت می رسید سینه هاش عجیب بزرگ شده بود داشتم می خوردم و بعضی وقتها هم یه گاز کوچولو می گرفتم صداش به آسمون رسده بود همین طوری لیس می زدم و به طرف پایین می رفتم خوب می مالیدم به کوسش رسیدم شرتش رو در آوردم داشتم دیونه می شدم یه کوس سفید که تازه تراشیده بود چه چیزی بود زبونم رو گذاشتم روی لب های کوسش ذاغ داغ بود زبونم را کردم تو کسش صداش به آشمان بلند شد مثل اینکه این طوری حال نکرده بود زبونم را تا ته کردم داخل کوسش صدای اه آه هردومون تو اتاق پیچیده بود زبونم داخل کوس سفید و داغش داشت می سوخت بعد کم کم لباسام رو در آوردم و اون یه اسپری از کشو در آورد و به من داد و گفت بزن به کیرت منم زدم بعد کیرم رو گرفت و کرد تو دهنش خیلی خوب ساک می زد ولیمن می خواستم بیشتر حال کتیم من اون را خوابندم پاهاش را قشنگ باز کردم کیرم رو رو کسش یکم بازی دادم اون می گفت بکن توش دارم دیونه میشم منم سر کیرم رو یواش یواش کردم تو کسش چه آه آه یی می کرد کیرم رو کم کم کردن تو کسش ت اته کردم تو کسش چه آه و ناله ای می کرد می گفت بکن بکن توش من بازم کیر می خواهم من تا ته کردم داشتم حال می کردم چه سر و صدایی بود آه آه هر دو مون پچیده بود تو اتاق من تلمه می زدم ده دقیقه مشغول شدم به کار ولی می دونستم آبم دیر می یاد کیرم رو در آوردم و به پشت خواباندم اون منظور من رو متوجه شده بود و گفت حالا نه پس من انگشتم رو کردم تو کسش همین طوری یه ربع کوسش رو مالیدم تا تا داشت آرگاسم می شد آبش اومد تمام بدنش شل شد احساس عجیبی داشت دیونه وار من آبش رو با انگشتم برداشتم و خوردم بعد گفت که من سکس از پشت نداشتم پس یکم کرم برداشت آورد و بعد به کونش مالید و یکم هم به کیر من کونش رو خوب مشت مال دادم چه کونی داشت بعد سر کیرم را کردم تو کونش یه جیغ کوچولو زد و گفت یواش تر من کیرم رومی بردم تو کونش و اون جیغ می زد یواش یواش یواش تر در بیار منم می گفتم صبر کن الان دیگه درد نمیکنه بعد کیرم رو تا ته کردم تو کونش یکم کیرم رو تو کونش نگه داشتم بعد دیدم که کمتر سر و صدا میکنه کیرم رو چند سری در آوردم و کردم تو کونش چه قدر تنگ بود بعد کیرم رو کامل کردم تو کونش هی تلمبه می زدم صدای آه آه پیچیده بود کم کم داشت آبم مبامد که بهش گفتمچی کار کنم گفت بریز تو کونم مننم دستور را اجرا کردم و آبم رو ریختم تو کونش یکم هم از اون آبها رو برداشت و خورد بعد هردو مون دیوانه وار خسته رو هم دیگه افتاده بود یم ساعت 1 بود که با صدای زنگ تلفن بیدار شدیم شوهر خالم بود زنگ زده بود و کفت که تا یک هفته دیگه نمی یام من و خالم هم ت ایه هفته با هم سکس داشتیم .

Posted by: ناصر at September 2, 2004 1:02 AM

salam
khleh tope dari
khili dost daram bokonamesh
bye

Posted by: javad at September 8, 2004 2:30 PM

بابا ایول
مادر و خواهرت چطورن
یه صحبت باهاشون کن که من یه شب در خدمتشون باشم

Posted by: خاکشیر at September 9, 2004 11:09 AM

سلام همه دختران خیلی باحال هستند

Posted by: حسنی at September 10, 2004 3:40 PM

salam
ye doost doktar bahall emil bezaneh baham doost beshem
reza

Posted by: reza at September 10, 2004 5:58 PM

این عکس بالایی خیلی خوشکله نکنه خواهرته اگه می شه خواهری خالهای دختر خاله ای به من جور کن دستت درد نکنه

Posted by: حمیدرضا at September 13, 2004 5:12 PM

KAR BA WEB JET RO BEMAN TOZI DAHID

Posted by: ABOLFAZL at September 14, 2004 6:27 PM

بابا خاله با حالی داری. خیلی دوست دارم هر شب تو کونش بگذارم و تو هم تو کوسش. آه آه اوخ اوخ آبش اومد

Posted by: کیر گنده at September 16, 2004 7:22 PM

برای من یک عکس بفرست

Posted by: m at September 16, 2004 11:39 PM

سلام
من دنبال یه دختر مودب واسه دوستی ام الفا پی ام بزاره

Posted by: ابرهیم at September 21, 2004 1:03 AM

سلام
من دنبال یه دختر مودب واسه دوستی ام الفا پی ام بزاره

Posted by: ابرهیم at September 21, 2004 1:07 AM

عکس می خوام

Posted by: رامین at September 21, 2004 10:25 AM

سلام می خواستم بگم سکسهای خانوادگی چیز غریبی نیست منتها باید شرایطش فراهم بشه .معمولاً یکدفعه اتفاق نمی افته ولی اگه زمینه اش اماده بشه مثل تنهایی اونم تو شب یا کنار هم خوابیدن اینها احساسات شهوانی رو بیشتر تحریک می کنند.خود من یه مادر زن دارم حدود 42 سالشه ولی قیافش خیلی جوونه بیوه هم هست اوایل که دخترشو گرفتم احساس کردم منو یه طور خاصی میبوسه بعدها یه شب که خونشون بودم کنار هم خوابیدیم شب احساس کردم دستهای منو گرفته و داره می ماله به روی خودم نیاوردم.
چند روز گذشت دوباره یه شب اونجا خوابیدم متوجه شدم عمداً جای منو کنار جای خودش پهن کرد . اون شب وقتی دستهای منو گرفت منم همراهیش کردم ولی زیاده روی نکردم گفتم حالا مادر زنمه از روی دوستی اینکارو میکنه.
خلاصه کم کم اوضاع سکسی تر شد بوسه و سینه مالیدن و چیزهای دیگه هم اضافه شد . خوب منم یه روز خیلی حشری شده بودم .زنم هم پریود بود و اصلاً اونروز خونه هم نبود . تلفن زنگ زد .مادر زنم بود .صحبتی کردیم و گفت که اونم تنهاست سریع رفتم خونشون نیم ساعتی با هم حال کردیم . زدم به در پررویی لختش کردم و خودم هم لخت شدم و کم کم شورتشو هم در آوردم بدنش مثل بدن یه دختر 25 ساله نرم و لطیف بود .یه کم کسشو خوردم که دیدم خیلی حشریشده بعد کیرمو اروم کردم تو کسش گفت نه خطرناکه منم رفتم کاندوم گذاشتم و بعد ده دقیقه محکم کردمش ابمو ریختم و همه چیز تموم شد . بعدش ولی ناراحت بودم آخه به هر حال مادر زنمه ولی چه کنم هنوزم اگه موقعیت باشه ازش نمی گذرماخه خوب کسی داره. شاید یه روز خواهر زنم رو هم بکنم . احساس کردم اونم بدش نمی یاد من بکنمش . ولی خیلی باهم رو دربایستی داریم .فعلاً مادرشو می کنم تا نوبت به خودش برسه.

Posted by: tarantino at September 22, 2004 1:59 AM

من یک عکس قشنگ می خواهم

Posted by: ali at September 22, 2004 9:44 PM

بیاسرکیرم بشین باهاش الاکلنگ بازی کن کسکش بی ناموس کون گشاد.کیرت واسه خالت بلند می شه؟ای خاک بر سر ابنه ایت کنند.

Posted by: سوپرکیر at September 28, 2004 2:26 AM

ddd

Posted by: s at October 29, 2004 5:05 PM

خیلی خوبه

Posted by: meissam at August 17, 2006 5:57 PM

چرا ما هیچ وقت نمی تونیم وجود خدامونو احساس کنیم ؟
چرا با این که اینقدر مهربونه بازم ما قدرشو نمی دونیم !؟
تروخدا ، این کارا ر. بس کنین . دیگه کافیه . به خدا روز قیامت نمی تونیم جوابشو بدیم
ازتون خواهش می کنم به خودتون بیایین ببینید دلتون رو دارید به چی خوش می کنید

Posted by: محمد at September 19, 2006 1:59 PM

Post a comment









Remember personal info?