1 اردیبهشت 1383

امان از این زندگی...

deannamiller.jpg
سلام.این چند روز حسابی داغون و پاغون شدم.این همه کار پیدا کردم و کلاس گذاشتم و نرفتم ولی حالا که رفتم بد جوری رفتم.من بچه تهرون باشم و هر روز صبح برم کرج برای کار....اونم از ساعت 7 صبح تا 7 شب.یعنی باید 6 راه بیافتم و از اونور 9 شب برسم.حال یکی به دادم برسه واویلا یه دل(عشق) دارم هزار هزار تا سودا.دلبر من از اون.......

1 اردیبهشت 1383 11:33 بֽظֽ

Comments

Post a comment









Remember personal info?