I'm Arash
فارس خبرورزشی yahoo photo گوگل
دماسنج اينترنتي گالري تهران 24 iranmania مهر
118 ايران آکتور Mobile اخبار ورزشي
Carx1 MDV parseek Mail
Irna Isna Shop Funiran
سایپا ایران خودرو Photonet msn photo
MPROG پاياب گالري سربخشيان گالري عکس
هندوستان پرسپوليس عمران نت لینکدونی
blogrolling بي بي سي خانه عمران مايکل جکسون
گالری عکس الموندو فروشگاه سرخط آلودگي هوا

تلاش ، کوشش ، پشتکار و توکل به خدا را فراموش نمیکنم.خدایا من رو یاری کن

۸ تیر ۱۳۸۸


امید دارم به یک روز خوب

سلام.
امروز صبح اومدم سر کار دیدم که صفحه تقویمم رو هنوز عوض نکردم.روی میزم سه تا تقویم دارم.یکیش شمسیه و یکیش میلادی و سومی از این تقویم های رو میزی.خیلی علاقه دارم که به روز باشم و اطلاعات روزانه رو کسب کنم.به عنوان مثال این اخبار رو الان خوندم :
مثل اینکه دیروز توی شریعتی باز هم شلوغ بوده.
تیم ملی برزیل با نتیجه 3 بر 2 تیم ملی آمریکا رو شکست داد و قهرمان جام کنفدراسیونها شد.ضمنا اسپانیا هم با همین نتیجه تیم ملی آفریقای جنوبی رو برد و به عنوان سومی بسنده کرد.
دنبال اخبار جدیدی در مورد سربازی هستم که هنوز پیدا نکردم چیزی.میگن که دیروز توی مجلس یک قوانین جدیدی رو تصویب کردند.
یادم رفت بگم که امروز 29 جون سال 2009 می باشد.
خدایا این بندگان نادان و کودن خودت رو یک نیم نگاهی بهشون بنداز.اگه خودت به تنهایی مشکلی نداشته باشی این همکاران عزیز و اما نادان من این اجازه رو بهم نمیدن که روزگار آرام و خوشی را داشته باشم.حتما داری بابت گناهانم باهام تسویه حساب میکنی.تنها میتونم بهت بگم که خدایا شکرت ، شکرت و تنها شکرت.


۵ تیر ۱۳۸۸


Michael Jackson dies at 50

ben-1972_dl.jpg
مایکل جکسون فوت کرد.
مایکل جکسون در سن 50 سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت.


۳۱ خرداد ۱۳۸۸


ایران ، تهران ، امروز

سلام.
aaaaa.jpg
وای خدای من.اصلا برام قابل تصور نیست.نمیدونم چی باید بگم.فقط از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا میکنم هر چه زودتر کشور عزیزم ایران و مردمان خوبش رو نجات بده.این همه خون و خونریزی ، واقعا اشکم درآمد.آخه این چه وضعیه؟این روز ها دیگه به خودم هم اعتماد ندارم.خدایا توبه!
امیدوارم هر چه زودتر این درگیری ها به پایان برسه.


۲۹ خرداد ۱۳۸۸


ایران ، تهران ، امروز

سلام.
قبلا توی مطلبی گفته بودم که توی دوران عمر کوتاهم همه گونه تجربه ای دیده بود (بنزین کوپنی و آزاد و سهمیه ای ، تورم فوق العاده شدید ، زلزله های بم و رودبار و کرج ، سیل ، فروریختن خیابان امام ، آتش کشیدن پمپ بنزین ها ، خسوف و کسوف ، رفتن و نرفتن تیم ملی به جام جهانی ، ریختن مردم به خیابانها جهت جشن و پایکوبی ، بیماریهای متفاوت و همه گیر و هزار و یک داستان دیگه ... ) ، اما خداییش دیگه تظاهرات اعتراضانه مردم در قبال دولت رو ندیده بودم و بلکه فقط شنیده بودم که مردم معترض و انقلابی در سالهای 1356 تا 1358 جهت تظاهرات به خیابانها میامدند و اعتراض خودشون رو به دولت مسلح نشون میدادند اما حالا خودم دارم به عینه میبینم و به گفته مردمان همان دوره این اعتراضات فعلی از اعتراضات قبلی گسترده تر هم بوده(البته به نظرم این خیلی طبیعیه چون جمعیت نسبت به سال 57 خیلی بیشتر شده).
دیگه فقط مونده یک جنگ جهانی و یک قحطی وحشتناک ( که خدا هیچ وقت قسمت این دو را انشا الله به من و مردم نده ) و یک انقلاب مهدی (عج) ( به امید خداوند بزرگ )که ببینم و چشم از دنیا بردارم.خدا آخر و عاقبتش رو به خیر بگذرونه.آمین با ربّ العالمین


۵ خرداد ۱۳۸۸


چقدر زود دیر می شود

و اما چقدر زود دیر می شود . چقدر زود عمر آدمی به پایان میرسد.بهتره به این زودگذر زمان فکر نکنیم بلکه به چگونگی این گذر فکر کنیم.باشد که رستگار شویم.


۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸


مرحوم قیصر امین پور

اگر داغ رسم شقایق نبود،اگر دفتر خاطرات طراوت پر از رد پای دقایق نبود،اگر ذهن آئینه خالی نبود
طنین عبوری نسیمانه را بخاطر بسپارد،اگر آسمان میتوانست یکریز شبی چشمهای تو را جای شبنم ببارد،اگر ردپای نگاه تو را باد و باران از این کوچه هاآب و جارو نمی کرد،اگر قلک کودکی لحظه را پس انداز میکرد،اگر خاک کافر نبود و روی حقیقت نمی ریخت،اگر ساعت آسمان دور باطل نمیزد،اگر کوهها کر نبودند اگر آبها تر نبودند،اگر باد می ایستاد.اگر حرفهای دلم بی اگر بود،اگر فرصت چشم من بیشتر بود،اگر میتوانستم از خاک یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را می توانستم
ای دور
از دور
یک بار دگر بچینم ...
شعر از قیصر امین پور


۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸


پشتم خالی شد

انّا لله و انّا الیه راجعون
پدرم ، عزیزترین کسم ، پاره تنم منو تنها گذاشت و به سوی حق شتافت.کمرم شکست.وای که چقدر این مدت برام سخت و طاقت فرسا شده.یتیم شدم ، پشتم خالی شده .خدایا!تو را شکر میکنم به خاطر همه خوبیهات ، تو را شکر میکنم به خاطر همه مهربونیهات ، تو را شکر میکنم به خاطر حکمتت ، تو را شکر میکنم به خاطر نعمتهات ...
امیدوارم که خداوند بهم قدرت بده تا بتونم راه پدرم رو ادامه بدم و بنده خوبی برای خودش باشم.یک احساس بسیار بد و عجیبی دارم که نفس کشیدن رو برام سخت کرده.حتّی فکرش رو هم نمیتونم بکنم که دیگه نتونم پدرم رو ببینم.وای که چقدر سخته.دلم از این زمونه گرفته،دلم از خیلی چیزا گرفته.دیدم نسبت به کلی از مسائل عوض شده،تا حالا به فکر یک چیزایی بودم که الان هر چی فکر میکنم میبینم هی بابا ول معطل بودم.
خدایا،پدرم رو رحمت کن و به بهشت ببر(آمین یا ربّ العالمین)